همكاران وهمدلان ودوستان عزيز :چندپیشنهاد ستده برای افزایش جایگاه ومنزلت خودتان

همکاران و همدلان ؛

 

یادآوری چند پیشنهاد ساده برای افزایش جایگاه و منزلت فرهنگیان.

 

 

1-چت باگوشی موبایلتان را در مجالس عمومى وخیابان ها و هنگام رانندگی قطع کنید.

 

2- قوانین رانندگی رو تا حد امکان رعایت کنیم، که یک شاخصه فرهنگی می باشد.

 

3- از ایستادن در معابر عمومی پرهیز کنیم. ( متاسفانه گاهی چنین صحنه هایی دیده می شود)

4- همیشه با کتاب باشیم. ( کتب دستمون باشه) که بیانگر احترام به کتاب و فرهنگ کتابخوانی می باشد.

 

5- اهل ورزش باشیم چون خوش تیپ بودن در تعاملات اجتماعی تاثیر مثبت بر عموم جامعه و دانش اموزان دارد.

 

6 - خوش پوش باشیم، بد لباس و بی سلیقه نباشیم، همه اساتید حداقل سالانه قدرت خرید یک دست کت شلوار را دارند و میتونن با بوی عطر وارد کلاس بشوند خوش پوش، خوش تیپ و با کلاس بودن نقش بسزایی درنوع قصاوتدیگران بویژه در فضای اموزشی و اداری دارد.

 

7- به روز باشیم و اطلاعات عمومی خودمون رو بخصوص در کامپیوتر و موبایل و زبان خارجی و شعر و ... بالا ببریم.

 

8 - به جا و به موقع سخن بگوییم زیرا سنجیده صحبت کردن یک شاخص فرهنگی است.

 

9- در هنگام خرید، از بکار بردن کلماتی همانند فرهنگی حساب کن، من معلمم ، جد پرهیز کنیم. ما باید خودمون عزت نفس مون رو حفظ کنیم.

 

10 - در هر شرایطی از بدگویی پشت سر همکاران دیگه حتی اگه رقیب هم باشیم پرهیز کنیم ما باید خودمون ارزشمون رو حفظ کنیم.

 

11 - در جمع غیر فرهنگی حال و هوای همدیگر را داشته باشیم و با همدیگر خیلی صمیمی باشیم و در هیچ جا اجازه اظهارنظر به دیگران درباره همکارانمان را ندهیم.

 

12_هنگام هدیه هرازچندگاه ازکتاب استفاده کنیم.

13_ همیشه با افتخار از حرفه خود « معلمی » یاد کنیم. فراموش نکنیم صرفنطر از میزان درآمد، معلمی از حرفه های ارزشمند و با کلاس در دنیاست.

الشاعر عادل السكراني

" هلي ( أهلي ) ... "

هلي اهل الضيف و اهل السيف و الخيل

هلي حزام الظهر للمحب و الخيل

هلي ذلوا ال بيهم غدر و ال خيل

هلي رقه و عفو و شده و عقاب !

 

المجد بيهم ، هلي ، فاخر و باهى(ا)

و هلي ، العلياء ، اهلها اهم(ا) و آباها

الإباءه ، ارتقوا قمتها و اباها

و رضخ لشموخهم ، أهلي ، السحاب !

 

الأثاره بغيرهم ، أهلي ، ما اجدها

و خطوته ، المجد ، لو لا هم ما جدها

الحضاره ، شيدوا ، أهلي ، مجدها

و هلي لجيرانهم ، نعم الأصحاب

 

هلي سيوف الوغى(ا) و سمها و حدها

و ثنية الموت لعداها و حدها

هلي تمتاز بالحده وحدها

حسام مطلگ وصال الگراب !

 

ال صحی(ا) العلم من نومه و افاقه

هلي و فنهم سبگ کل فن و فاقه

وسعته، الشعر، من ع(ن)دهم و آفاقه

"گصید" و"دارمي" "زهيري"و " عتاب"

 

هلي البحر ال شطر زوده و جوده

هلي نهر السخا و مايه و جوده

هلي غيم الوفا ال يمطر وجوده

: هوى(ا) و گهوه و هلا و دله و رباب

 

هلي سيوف الوغى(ا) و حدها و سمها

عزيزه و بالشرف عزها وسمها

أقيم ، چیف ، همتها و اسمها

هلي و تنضح عزم ، شيب و شباب ؟!

 

هلي لنيل العلى(ا) ، عزها ، وفقها

و على(ا) كل مجد علاها و افقها

يظل محمي ، هلي ، حدها و افقها

أسد ، كل رجل، لأن ، هو(ه) ، و عقاب

 

هلي بعالي المجد ، شيدوا علالي

و لا ، داء الخزي ، مره ، عل آلي

بحميد افعالهم ، راسي علا لي

و حلا لي ، الفخر بأطياب الأعراب

 

هلي للمرجله آيه و سوره

و بلد (ا)لأمجاد هم* حصنه و سوره

هلي للمعتدي حده و سوره

بحر تيار يجلب كل غراب

* بضم الهاء .

 

لمعاني الخير ، بس ، حاوي ، سفرها

هلي و للضيف ممدوده سفرها

بمسير البر ، هلي ، تواصل سفرها

لذرى(ا) التاريخ ، متحديه الصعاب

 

هلي مضيف ال يگل للضیف :" حیاک "

و تگل لل نزل حیها :" النزل ، حیاک "

هلي هيل ال يا ليل السمر ، حياك

يطيب جلسة الناس الأطياب

 

برجا الخطار ، طول الليل ، حيه

هلي بنار ال تگل لل مار :" حي(ه)"

بزمن موت القيم للشيم حيه

هلي و (ا)لأطياب هم* الها، (ا)لأرباب

* بضم الهاء .

 

هلي بعالي المعالي يرف لواهم

و لا مره ، الهوان ، بچف ، لواهم

ال ظنهم ينگحم حدهم لواهم

یهاب ، الموت من ال ما تهاب !

1980 - 1982 تخمينا" .

 

هلي ، ضيوف بمضايفهم ، قراهم*

قراهم* نار امل تضوي قراهم

هلي ديوان و العالم قراهم

قصايد حاويه لكل ال(أ)طياب

* القرى بكسر القاف : ما يقدم للضيف .

 1986 - 1988 تخمينا" .

( عادل السكراني )