نامه ای به برادرم در روستا

 

برادرم:تورفته ای ،می دانم جانزدی ،نبریدی ،لیکن شرمندگی کودکانت دگر قابل تحمل نیست ؛می دانم بچه های تو

هنگام بازگشت به خانه انتظار کیسه های پراز میوه های درشت وشکلات دارند همچون ...

نمی دانم شاید تو برای ثواب اخروی وآن ها برای ثواب دنیوی!!!

برادر درچنین جایی کار ... خریدارندارد کارتو درنظر محدود آنان که البته فکرمی کنندتو از دنیا بی خبر ،ساده لوح ،بعیدهم نیست که تو را فاقدشعور بدانند...

لیکن من توراخوب می شناسم برادر، پاک ،فهیم وصاحب اراده لیکن سختیها و...

هرگاه  تورامی بینم باآن همه عظمت وشهرت کم نظیری که سراسر وجودت فرا گرفته باآن تواضع انسانی خارج از اندازه از بزرگترین وروشنفکرترین آن ها متنفرمیشوم با انسانیت تو زمین تاآسمان فرق دارند .ای کاش به خودشان یک لحظه بیایند برادر آنان به خودنخواهند آمد؛ بیخیال زندگی باید کرد.

برادر:زندگی تو بی آلایش وپاک است از دود بی حرمتی وریا وچاپلوسی تهی است.

 آنان چه؟

برادر می دانم دست ودامنی پراز میوه و... برای فرزندانت مدتی سراغ نداری به علت...

اماآنان برعکس !! من به میوه درشت آنان به دید بی انسانیتی نگاه می کنم وخودرانفرین می کنم ؛من راببخش من هم مدتهاست حتی نام میوه ها را ازیادبردم ...

برادر بی خیال در دست ودامن تو محبت وعشقی است خدایی در دستان تو مهر ومحبتی است سرمدی...

برادر تو برای خدا جواب داری نگران نباش فرزندانت هم مثل تو بزرگ می شوندوبه حال تو پی می برند...

من درآن تیغه ی مرموز و ناپیدای نگاه تو که ازعمق چشمان پرغوغایت پنهان شده درعمق خویش احساس شرمندگی دارم ... 

برادر من هم مثل تو دراین دنیای عجیب هستم لیکن نیستم واکنون بامرگ آب رفته ای ومن اینجا به این امید دم

می زنم که باهرنفس گامی به تو نزدیکترشوم 

باور کن این زندگی من است

باور کن این زندگی من است

🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟

فعال اجتماعی:صالح البوغبیش