🔵#انتخابات، #شوراها، #طایفه_گرایی، #پوپولیسم

 

✍کیوان ضرغامی | تحصیل کرده در جامعه شناسی

 

جامعه شناسان حزب و تشکل های مدنی را یکی از نشانه های توسعه یافتگی می دانند و جایگزین مناسبی برای طایفه گرایی معرفی می کنند، " هانتینگتون" معتقد است *‌« هر کشور و ناحیه ای که بخواهد پا در راه توسعه و پیشرفت بگذارد، ناگزیر از پذیرش احزاب خواهد بود»*

 

الانه و همزمان با موسم انتخابات شوراها در عرصه سیاست محلی از مفهوم « مدنیت » را مشاهده نمی کنیم با ورود فرزندان سرداران، وزرا، و ورزشکاران و داوران و مربیان مختلف مشروعیت تابع اقتداری از نوعی پوپولیسم آشکار است و "طایفه گرایی" جدیدی در کلان شهرها و قومیتی قوی در شهرهای کوچکتر در حال نمود است.

 

این طایفه گرایی های گوناگون می تواند به مثابه ‌‌‌ مجموعه نهادهایی از پتانسیلهایی خارج از عقلانیت سیاسی-اجتماعی خطری جدی باشد « بوم گرایی و طایفه گرایی » جایگاه را برای رشد تخصص محوری و شایسته سالاری تنگ و تنگ تر می کند، این همانا عدم همسانی توسعه می باشد و از نگاهی دیگر شکلی از اجتماعی طبقاتی شده است (حاکمیت اندیشه در شورای طبقاتی محلی از اسلوب ندارد) در صندوق رأی قوم-ایل و چند قطبی شده گی جمعیت یک شهر لابی و لایی ناچارا‌‌‌‌‌ امورات را بسمت فعالیتهای محدود قبیله ای هل می دهند، همانگونه که در انتخابات مجلس و در دوره های متوالی چنین سیطره ای را با تمام وجود لمس کرده ایم و این تهدید خطرناکی برای امنیت اجتماعی تک تک شهروندان می باشد

 

"قوم گرایی همانا در پی دستیابی به کنترل یک صندلی از طریق فرایند انتخاباتی ست، پاگرفتن چنین امری تا حد بسیار زیادی ماهیت و رویه های توسعه و پیشرفت را بر اساس علایق نسبی و سببی استوار و یک رویه می سازد رویه ای که سالهای سال است با خون و پوست ما عجین شده است( متاسفانه )... 

 

بیزاری فزاینده نسبت به این رویه منحط در ساختار سنتی ایلی و قبیله ای باید از جایی استارت شروع زده شود و این احساسات و عواطف طایفه ای که باعث عدم همبستگی های اجتماعی می شوند از چهره ها زدوده ‌ شود و رأی من و ما بر اساس اندیشه و دانائی باشد تا حس برادری و پسرعمویی و خانه خاله ای و.... آلخ 

تعصب قومی روابط مبنایی ندارد و از بین برنده ارزشها و هنجارهایی می باشند که بعنوان ارزشهای خردمحور از آنها یاد می شود، رابطه های مشترک قومی-قبیله ای اساسا از مشخصات جوامع پیشا صنعتی می باشد، آن زمانی که همه درگیر محصول تولید بودند

آن زمانی که طبقه ها و جوامع فئودالی حرف اول و آخر را می زدند( حداقل 150سال پیش)... 

 

آیا موقع آن نرسیده که ما از افکار صدسال پیش بیرون بیاییم؟؟؟ 

آیا هنوز باید قشربندی در رأس همه امورات ما باشد؟؟؟ 

 

به امید روزی که دانائی و خردورزی به جای پدیده شوم قوم گرایی گسترش و همه گیر شود.

 

��برگرفته از ڪانال خبری بیان الدورق