سفر به سرزمین رطب

نویسنده: *مریم فرطوسی* خبرنگار همشهری

در روزهای گذشته، یکی از موسسات فرهنگی اهواز با برگزاری یک تور نخلستان‌گردی و تالاب‌گردی برای خبرنگاران و عکاسان، تعدادی از آنها را به نخلستان‌های شهرستان شادگان برد. تالابی که خبرنگار یکی از رسانه‌های حاضر در این تور آن را «شوره‌زار» نامیده است....1396/06/27در روزهای گذشته، یکی از موسسات فرهنگی اهواز با برگزاری یک تور نخلستان‌گردی و تالاب‌گردی برای خبرنگاران و عکاسان، تعدادی از آنها را به نخلستان‌های شهرستان شادگان برد. تالابی که خبرنگار یکی از رسانه‌های حاضر در این تور آن را «شوره‌زار» نامیده است.این اقدام را می‌توان از چند جهت بررسی کرد: اول اینکه این موضوع نشان می‌دهد مردم، کنشگران و موسسات فرهنگی جامعه متوجه نقش و توان رسانه‌‌ها شده و آموخته‌اند که ابزاری توانمندتر از رسانه‌ها برای جلب توجه مسئولان و مردم به مشکلات و مطالبات وجود ندارد.نکته دیگری که درباره‌ این موضوع باید مد نظر گرفت، روی آوردن کنشگران به مطرح کردن مطالبات خود در چارچوب معقول و قانونی است. استمرار این روند می‌تواند یک فضای آرام برای طرح مطالبات و نوعی از مطالبه‌گری معقول و هوشمند را در جامعه نهادینه کند.حضور عکاسان و خبرنگاران رسانه‌های مختلف با پس‌زمینه‌های فکری و اجتماعی مختلف باعث پوشش همه جوانب مثبت و منفی موضوع شده و مشارکت همه‌ این افراد که گاها از نظر فکری با یکدیگر همسو نیز نیستند، این فرصت را ایجاد کرده که واقعیت وضع موجود همانگونه که هست، اطلاع‌رسانی و به تصویر کشیده شود. از آنجا که هر رسانه طیف خاصی از مخاطبان را دارد، حضور رسانه‌های مختلف در این تور نخلستان‌گردی، فریاد تشنگی نخل‌داران را به گستره وسیع‌تری از جامعه رساند.انتشار تعداد قابل توجهی عکس، خبر، گزارش، مصاحبه و یادداشت، پس از این تور یک روزه، توانسته است علاوه بر افزایش آگاهی عمومی درباره اتفاقی که در پایتخت خرمای کشور رخ می‌دهد، جامعه را به‌ این موضوع حساس کند.نکته مهم و قابل تقدیر در این زمینه، حساس کردن جامعه، بدون ایجاد تنش و التهاب است و این نشان از شناخت دقیق اعضای این موسسه از توان و کارکرد رسانه و همچنین درک صحیح آنها از ساختارهای اجتماعی موجود است. در واقع اینک می‌توان گفت «درد آب» که درد تمام نخل‌ها و نخلداران شادگان است، به شکل مناسبی به اطلاع جامعه رسیده تا آن را از مسئولان و متولیان امر مطالبه کنند.طبیعی است که پرسیده شود اینک با این انرژی ایجاد شده در جامعه چه باید کرد؟ می‌شود شروع روند کنشگری هدفمند و مطالبه‌گری معقول را به فال نیک گرفت و با حمایت از آن، نتایج مثبت مترتب بر آن را در راستای بهبود شرایط موجود به کار گرفت.حمایت از این روند نوپا، دیگران را نیز به طرح خواست‌ها و مطالبات خود در یک چارچوب معقول و در فضایی آرام ترغیب می‌کند. پاسخ دیگر به‌ این سوال می‌تواند نادیده‌انگاری و عدم توجه باشد. این موضوع علاوه بر اینکه کمکی به حل مشکلات جامعه نکرده و کنشگران را از درپیش گرفتن روش‌های قانونی و معقول سرخورده و ناامید می‌کند، می‌تواند جامعه را با تبعات منفی نهادینه نشدن شیوه‌های صحیح طرح مطالبات مواجه کند.اینک با در نظر گرفتن همه آنچه گفته شد، باید پرسید که از مسئولان امر برای حمایت از این روند نوپا چه انتظاری می‌رود؟ حمایت از موسسه‌های مردم نهاد، تسهیل روند اخذ مجوز، اعطای بسته‌های حمایتی، مشارکت در بازنشر رسمی و غیررسمی نتایج این بازدیدها، همراهی مسئولان و کارشناسان ذی‌ربط، برگزاری نشست‌های همفکری و از همه مهم‌تر تلاش برای حل مشکلات مطرح شده می‌تواند روند نهادینه کردن روش‌های مطالبه معقول و کاهش‌ تنش و التهاب در جامعه را سرعت بخشیده و کنشگران را به در پیش گرفتن این روش‌های کنشگری تشویق کند.